تبليغاتX
شازده کوچولو

شازده کوچولو

سلام

بخدا من زنده ام باهام خدافظی نکنید!

ارسلان غصه نخور............

عید هم مبارک!

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 15:17 توسط فاطمه |


چاکره همه بروبچه های گل شازده کوچولو۶۶۶. دم همه بازدیدکنندگان گلمون هم گرم. اگه چیزی خواستید من در خدمتتون تا از خجالتتون درام. در کل اومدم عید رو تبریکم!.........

بـازم عیدتون مبارکــــــــ ـ ـ  (آستیاگ)

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 23:29 توسط استیاگ |


 

سلام بچه ها!حالم خیلی بده......

با دوس دختر فابریکم بهم زدم.دوسش داشتم.

از دیروز هی بم گف بم حسی نداره و دوسم نداره و بود و نبودم واسش یکیه....

منم با نفیسه و محدثه ک دوستای مشترکمون بودن موضوعو در مون گذاشتم.

نفیسه باش حرفیده.باز همینارم بنفیسه بیچاره گفته.

چ میشه کرد............؟

بیخیال.ممل و فاطی خیلی دلم واستون تنگ میشه.عید همتونم مبارک

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 14:20 توسط ارسلان |


ارسلان جون دادا   کجایی؟؟؟   وبت  کجا پریده؟؟؟ 

از  فاطمه خانوم هم خداحافظی میکنیم و  به امید دوباره شارژیدنش...    

تعطیلات بتون خوش بگذره بزرگواران.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 8:55 توسط محمد |


سلام

این پست فقط جنبه ابراز وجود داره!خواستم قبل از تموم شدن نتم و با توجه به اینکه مادر محترم اینجانب اجازه تمدید اشتراک نمیدهند!از جمیع دوستان خداحافظی کنم.

پ.ن:ارسلان وب حذف میکنی؟!

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 22:24 توسط فاطمه |


________________

مـــرگ بر بــشـار اســد بعثی.

باز دست ما رو شد.

مرد شناسنامه به دست.

زود دیر کردم

دوباره در بسته باز شد


+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 20:12 توسط محمد |


 

دوستای عزیز محمدو فاطمه و آستیاگو غیره و غیره ....

سلام!دوباره بنده در خدمتتون هستم.

گفتم یه ابراز وجودی کرده باشم.

درسام میگذره!این ترمم قید بیستو زدم

جدیدینم با امیر و ترانه که زنو شوهرن آشنا شدم برید وبلاگشون پشیمون

نمیشین!

man-hame-donyatam.blogfa.com

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 20:13 توسط ارسلان |


از دوست داشتن

...
امشب از آسمان دیده ی تو
روی شعرم ستاره می بارد
در سکوت سپید کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد

شعر دیوانه ی تب آلودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دوباره می سوزد
عطش جاودان آتش ها

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

از سیاهی چرا حذر کردن
شب پر از قطره های الماس است
آن چه از شب به جا می ماند
عطر سکرآور گل یاس است

آه بگذار که گم شوم در تو
کس نیابد زمن نشانه ی من
روح سوزان آه مرطوبم
بوزد بر تن ترانه ی من

آه بگذار زین دریچه ی باز
خفته در پرنیان رویاها
با پر روشنی سفر گیرم
بگذرم از حصار دنیاها

دانی از زند گی چه می خواهم؟
من تو، منم، تو، پای تا سر تو
زنده گی گر هزار باره بود
بار دیگر تو، بار دیگر تو

آن چه در من نهفته دریایی است
کی توان نهفتن ام باشد؟
با تو زین سهمگین توفانی
کاش یارای گفتن ام باشد

بس که لبریزم از تومی خواهم
چون غباری زخود فروریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه ی تو آویزم

آری آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
فروغ فرخ زاد- دفتر شعر اسیر

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390 23:37 توسط محمد |


Seems I was walking in the wrong direction

I barely recognize my own reflection, no

Scared of love but scared of life alone


Seems Ive been playing on the safe side baby

Building walls around my heart to save me, oh

But it`s time for me to let it go 


Just when we think that love will never find you

You runaway but still it`s right behind you, oh

It`s just something that you can`t control 


پ.ن:پست نمیذارید خب چیکار کنم؟!


+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390 16:5 توسط فاطمه |


خانما و اقایون نویسنده وبلاگ!

زشته به والله!

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390 17:4 توسط فاطمه |


طرفدارای  بارسااااا     به وب آریان سر بزنید ...

www.barca-catalonia.blogfa.com

+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1390 20:37 توسط محمد


تا حالا به تاثیر کوچیک ترین کاری که انجام میدی رو دنیا و مردمش فکر کردی؟

وقتی میخوای ماشین بخری نشستی بگی حالا واقعا من به این نیاز دارم یا نه؟فوقش هم گفته باشی خودتو قانع میکنی که حالا اینم یه ماشین واس من چه فرقی میکنه؟هر کدوممون یه ماشین و دنیا رو الودگی بر میداره.

موقع بچه دار شدن فکر میکنی به اینده بچت؟به این که اگه هر خونواده جمعیت خودش رو کم کنه جمعیت دنیا کم میشه و کیفیت زندگی خیلی ها بالا میره؟

وقتی یه پوست تخمه از شیشه میندازی بیرون و میگی این که چیزی نیس فک کردی 7 میلیارد پوست تخمه چقد میشه؟

و

.

.

.

فکر کنید به کاری که انجام میدید.حتی به کوچیک ترینشون خیلی چیزا رو حل میکنه.

How can we preach, when all we make this world to be
Is a living hell torturing our minds.
We all must unite, to turn darkness to light,
And the love in our hearts will shine.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 18:31 توسط فاطمه |


اگر تعجب نكنیم از مسلمانی كه سیر میخورد و همسایه اش گرسنه است؛ ماتم از سنگدلی مومنی كه ظاهر آرائی را، تا حد طلا و جواهر بر خود بار كردن می رساند؛ و میداند كه: كودكانی گرسنه اند، بی لباسند، مریضند و والدینشان (اگر باشند) جز خسرت چاره ای ندارند!
الان با نوشتن همین اشاره، دلم بشدت میلرزد و سخت اندوهگین و مضطربم.
نوشته ای از كاك احمد مفتی زاده

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1390 22:28 توسط محمد |


 

بابا ایول داره غیرتتون!

همه خوابن،نه؟

بازم به جوجه جغد ک همیشه بیداره.

خب بذارین بی مزه ترین کامنتو بذارم واسه ابرازه وجود:

آن چیست که موز است!!!!؟؟؟؟

هرکی گفت یه بوسه جوجه جغدی طلبش.

+ نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1390 20:2 توسط ارسلان |


اولا که من هنوز زنده ام!سلام به همه!

همه وقتی عصبانی میشن و قاطی میکنن و کلا حالشون بده دوس ندارن کسی باهاشون حرف بزنه؟یعنی به عبارت دیگه خفه خون!(خودتون میدونید چیو میگم دیگه)

پ.ن:اگر نمیخواید جواب بدید نظر نذارید!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم مهر 1390 20:58 توسط فاطمه |


 

 محمد کجایی دادا؟

نیستی،راستش یه چیزایی شده . . .

یه سر بم بزن.دلم . . . .

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1390 22:14 توسط ارسلان |


 

 

روزمون مبارک!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 16:8 توسط مانی |


سلام،خوبین بچه ها؟از همدردیت ممنونم داداش محمدم.

دلم واستون تنگ شده...

خیلی...

ولی راستش تازه حالم نرمال شده.

میخوام از اول شروع کنم-لطفا کنارم باشین...

دوستون دارم...

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390 18:12 توسط ارسلان |


 

 

اومدم اعلام وجود کنم....

با خودم گفتم خیلی وقته نیومدم....

حتما یه عالم پست جدید گذاشتین دیدم نه بابا!!!!!!

شما هم بی بخار تر از خودمین!!!!!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 19:37 توسط مانی |


در ابعاد اين عصر خاموش، من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه، تنهاترم   بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است.

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 0:54 توسط محمد |


یووووووووووووووووووهو

از خیلی وقته اینجا نیومدم

اومدم بگم من جز نویسندهای  اینجام اما یخورده تنبلم دیردیر میام

اما هستم

تا بعد ...........................دوستون دارم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 19:17 توسط شیرین |


خودخواهی هم مثه دروغ همه گیر شده ولی دردش وقتی دیوونت میکنه که نتونی داد بزنی.

پ.ن:اگه نفهمیدی نپرس.

+ نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور 1390 21:41 توسط فاطمه |


ارسلان جون اخرین  غمتون باشهــــــــــــــــــــــــــــــ!

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 23:13 توسط محمد |


بیایید این‌بار مروری داشته باشیم بر داستان زندگی بیل‌ گیتس. پسری جوان و باهوش که به سرعت جذب دنیای برنامه‌نویسی کامپیوتر شد. او ابتدا در یک شرکت کوچک کامپیوتر به نام مایکروسافت مشغول به کار بود و سپس استعداد بلندهمتی و پشتکار و مقاومتش، از او غولی در دنیای نرم‌افزار ساخت. این داستانی است که همیشه شنیده‌ایم، اما اجازه دهید کمی عمیق‌تر به این مسأله بپردازیم.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 2:31 توسط استیاگ |


بدون تردید، ارتباطی نهانی بین مقیاس کالاها و مقیاس زندگی وجود دارد: به‌عبارت دیگر بین پول و زمان. هرچه عمر با چیزهای بیهوده‌تری انباشته شده باشد، لحظه‌هایش تکّه تکّه‌تر، چندگانه‌تر و پراکنده‌ترند. از سوی دیگر، دوره‌یی طولانی شاخص یک زندگی موفق است. لیشتنبرگ به‌درستی پیشنهاد می‌کند که باید در کوچک بودن‌ِ زمانِ سپری شده سعی کرد، و نه کوتاه بودنِ آن. او همچنین بر این باور است که:«یک عمر چهل و پنج ساله یا بیشتر، از چند دوجین میلیون دقیقه تشکیل می‌شود.» وقتی یک واحد پولی در جریان است، چند میلیون واحد چیزی بی‌اهمیت جلوه می‌کند. اگر بناست سرجمعِ زندگی مبلغ قابل توجهی به نظر آید، باید آن را با ثانیه‌ها شمرد، و نه سال‌ها. اما سرانجام زندگی مانند یک دسته اسکناس به باد داده خواهد شد.


برگرفته از كتاب:
بنيامين، والتر؛ خيابان يك طرفه؛ برگردان حميد فرازنده؛ چاپ سوم؛ تهران: نشر مركز 1387.
 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 2:29 توسط استیاگ |


نفرات برتر کنکور سراسری ۸١ در حال حاضر کجا هستند:
ندا ناطق (نفر اول رشته ریاضی) استانفورد آمریکا، اشکان برنا (نفر دوم رشته ریاضی) برکلی کالیفرنیا آمریکا، احسان شفیعی پورفرد (نفر سوم رشته ریاضی) ایلینویز آمریکا، محمد فلاحی سیچانی (نفر اول رشته تجربی) میشیگان آمریکا ، محمد امین خلیفه سلطانی (نفر دوم رشته تجربی) اطلاعات موجود نیست ، پیمان حبیب اللهی (نفر سوم رشته تجربی) هارواردآمریکا ،محمدرضا جلایی پور (نفر اول رشته انسانی) زندان اوین ايران...

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1390 19:41 توسط محمد |


 

 

وقتی تو دنیای مجازی همیشه هستی

یعنی تو دنیای واقعی خیلی تنهایی!!!

+ نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1390 16:25 توسط مانی |


ارسلان داداش  کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1390 23:50 توسط محمد


+ نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1390 14:4 توسط استیاگ |


من گِرد خدا می‌گردم، گِرد این برج کهنسال.
گرچه هزاران سال است که در این طوافم،
اما هنوز نمی‌دانم که شاهینم یا که توفانم
یا شعرِ سترگ جهانم.
---------------------------------------------
1. Rainer Maria Rilke: شاعر آلمانی (1926- 1875)


برگرفته از کتاب:
دفاع از گرگ‌ها: نمونه‌هایی از شعر امروز آلمان؛ گردآوری و برگردان: تورج رهنما؛ چاپ سوم؛ تهران: چشمه، 1389.
 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1390 13:59 توسط استیاگ |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

لینکمون کنید بعد خبرمون کنیــــــــد... آهنگ وبمون رو گوش کنــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دنیایی که مشاهده میکنید توهمی بیش نیست وزاییده توصیفیست که از روز اول براینان نقل کرده اند ...
اگر تلاش کنیم که ان را با اندیشه و اراده خویش بشناسیم متوجه خواهیم شد که نه چندان وجود خارجی دارد و نه چندان واقعی است.دونخوان
_______________________
آری آری ملال آور است ، تعلق به دنیای آدم بزرگا،
شازده کوچولووار،
قالب ناشناس و معصوم
ماندن آرزوست،
آنگاه که نهیب پوشالین دنیای اکابر کمر به تمسخر کوچولوها میبندد
_______________________
کودک بمان
کودکانه زندگی کن
کودکانه پرواز کن
کودکانه شادمانی کن
.
.
.
کودک که باشی غمهایت کودکانه فراموش خواهند شد(فیلسوف) حماقت مرکب.
______________________
من خدا رادارم کوله بارم بر دوش سفری می باید سفری تا ته تنهایی محض ،
هرکجا لرزیدی
از سفر ترسیدی
فقط اهسته بگو
من خدا را دارم
____
خوشه ویسی من له گه ل تو ، به رهه می ژیان و خه باته، وه ک بهاری کورده واری ، پر گوول و لافاوی سه خته
______
گرفتارم به نازی چاوه‌کانی مه‌ستی فه‌تتانت
بریندارم به زه‌خمی سینه‌سوزی تیری موژگانت


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

ســـــــــتاره کوچولـــــو
بارسا-کاتالونیا
GOLDEN GIRLS
شازده کوچولو(ثنا خانوم)
شازده کوچولو(تریچه)
من قورباغه هایم!
شلخته ترین دختر دنیاااااااااااااااا
جوکر های شیطانی
ROCK GIRLS
pArishmAs
مسافر عاشق
ஜ❤درددل های یک دختر15سالهஜ❤
خودم و خودش تنهاترینیم
ღミღسراب شوریدگیღミღ
کاسه ای برای گرفتن قطره های باران......
صادق
به نام آنکه یادش ترنم عارفانه ی زندگیست
دست نوشته های من
ღஜღ 15 girls ღஜღ
""مطالب جذاب و جالب""
رژ لب روی ته سیگار....!!!
هواداران سوپراستاران
اینجا تَهـِ خَطِ عاشِقیهـ
دلمـ ، محکمـ بشینـ ،اینـ دیگهـ دورِ آخرِ
♥just me♥
قایق من
alone boy
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

فروردین 1391

اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390


آرشیو موضوعی

جملات زیبا
داستان ها
زندگی نامه
مطالب جالب
شعر
آموزش

نویسندگان

محمد
شیرین
ابتین
ارسلان
استیاگ
بارون
حنا
دانیال
سولماز
سینا
فاطمه
فـاطـے
مانی


پیوندها

BloodLovE
سكــ ـوت كــ ـامل!
جووووووووووووووووجه جغد
یادداشتای من
قالب های نایت اسکین


Design by : Night Skin